معرفی کتاب

«من و سنگ و لیلای مجنون»

«من و سنگ و لیلای مجنون»
این کتاب مجموعه‌ای است از چند داستان شاعرانه که مناسب تو دوست نوجوان نوشته شده است. نویسنده این کتاب عبدالمجید نجفی و ناشر آن موسسه فرهنگی منادی تربیت است. یکی از ویژگی‌های کتاب این است که نویسنده، نام داستان‌ها را خودش انتخاب نکرده و انتخاب عنوان هر داستان را به‌ عهده مخاطب نوجوان گذاشته تا خودش انتخاب کند. ویژگی دیگر کتاب این است که نویسنده ابتدای هر داستان چند بیت شعر از شاعری که دوستش گفته آورده و داستان خود را درباره آن شعر نوشته است. به این ترتیب که داستانی که زیر هر شعر نوشته شده، از نظر معنایی با آن شعر ارتباط دارد. به‌نظر می‌رسد این کار نوعی تنوع در مطالعه داستان دارد تا تمایل بیش تری برای خواندن داستان ایجاد کند. حالا به چند خط از این کتاب اشاره می‌کنیم:
شعر:
بعد از پدر بزرگ/ جای خانه‌اش آپارتمان روییده بود/ مادربزرگ آن‌جا را نمی‌شناخت.
داستان:
پیرزن گفت: آقا تو خانه منو ندیدی؟ گیج شدم. صدایش رو به خاموشی داشت. رنگ بر چهره پر چروکش نبود. قدمی برداشتم و کنارش گرگی نشستم. زنبیل به‌دست گفت: «خونه‌شون همین‌جا بود. بعد از مرگ شوهرش بچه‌هاش خونه رو فروختن و زن بیچاره آواره شد.» همه‌چیز یادم آمد. خانه‌ای قدیمی، با درخت‌های قطور کهنسال توت، جایش را داده بود به آپارتمانی دو طبقه و نوساز.
این کتاب برای دوستانی‌که به شعر علاقه دارند هم مناسب است. به‌خصوص برای آن‌هایی‌که می‌خواهند مفهوم بعضی شعرهای نو را بهتر درک کنند.
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن