سخن روز

عطارنيشابوري

عطار در کدکن یکی از بخش‌های تربت حیدریه امروزی به دنیا آمد و پدر و اجداد او اهل کدکن بوده‌اند تربت حیدریه و همچنین برخی دیگر از شهرهای خراسان با یکدیگر نیشابور قدیم را می‌ساختند. کودکی عطار با طغیان غزها همراه شد؛ زمان فاجعه غز، عطار ۶ یا ۷ سال بیشتر نداشت. این فاجعه چنان عظیم و موحش بود که نمی‌توانست در ذهن کودک خردسال تأثیر دردانگیز خود را نگذارد. سلطان به دست غزها اسیر شده بود و شهر در معرض خرابی و ویرانی قرار گرفته بود. عطارِ خردسال شکنجه‌ها، خرابی‌ها، مرگ و درد و وحشت را اطراف خود می‌دید؛ همین عامل بعدها موجب مرگ‌اندیشی و درداندیشی بسیار در عطار شد. چند سال بعد، پس از فروکش فتنه غز، عطار در مکتب مشغول آموختن شد. در ایام مکتب، حکایاتی از زندگی بزرگانی چون مظفر عبادی، رکن‌الدین اکاف و محمد بن یحیی، او را به خود جذب می‌کرد. این حکایات علاوه بر این که مشوق عطار در طریقت بودند بعدها در تذکرةالاولیا گرد آمدند. مرگ عطار در سال ۶۱۸ هجری قمری به هنگام حمله مغول بود. وی در نزدیکی دروازه شهر به دست سربازان مغول کشته شد. علاوه بر این تمام آثار وی سوزانده شد و آثاری که از وی در دست است تنها آثاری است که قبل از حمله مغول، به سایر شهرها برده شده بودند. روز ۲۵ فروردین در تقویم ایران روز ملی عطار است که هرساله در نیشابور، آرامگاه وی همراه برنامه‌های عطارشناسی برگزار می‌شود؛ گلباران آرامگاه عطار، ارائه پژوهش‌هایی در مورد این شاعر، نمایشگاه کتاب و خوشنویسی و شب شعر از جمله برنامه‌هایی است که در این روز برگزار می‌شود.
عطار همواره مورد احترام شاعران دیگر بوده از جمله محمود شبستری که بیت زیر را سروده‌ است:
مرا از شاعری خود عار ناید             که تا صد قرن چون عطار ناید
اگرچه زین نمط صد عالم اسرار                 بود یک شمه از دکان عطار
صائب: خواهد رسید رتبه صائب به مولوی                گر مولوی به رتبه عطار می‌رسد
سیف: سیفم که بریدم زهمه نسبت خود لیک                       در گفتن طامات چو عطار فریدم
فیض کاشانی: هرکسی در پرده اشعار می‌گوید سخن                گاه مولانا و گه عطار و گاهی مغربی
مولانا: من آن مولای رومی ام که از کِلکَم شَکِر ریزد                 و لیکن در سخن گفتن غلام شیخ عطارم
عطار روح بود و سنایی دو چشم او              ما از پی سنایی و عطار آمدیم
بیت «هفت شهر عشق را عطار گشت/ ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم» نیز از جمله ابیاتی است که به مولانا منسوب شده است.
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن