سخن روز

شاهزاده و گدا

شاهزاده و گدا
شاهزاده و گدا، اولین اثر داستانی مارک توین محسوب می‌شد که در سال ۱۸۸۲ منتشر شد. توین این داستان را که درباره‌ی پادشاه ششم انگلستان نوشته بود، به دختران خود، سوزی و کلارا تقدیم کرد.
اما داستان شاهزاده و گدا، درباره‌ی گدا زاده‌ای به نام تام کانتی و شاهزاده‌ای به نام ادوارد است که در یک روز به دنیا می‌آیند؛ اما تام، شب و روز، خواب پادشاهان را می‌بیند، روزی ادوارد، او را به قصر می‌برد و وقتی با هم آشنا می‌شوند لباس‌هایشان را عوض می‌کنند. بعد شگفت‌زده می‌شوند، چون قیافه‌هایشان کاملا به هم شبیه است. شاهزاده به خانه‌ی تام می‌رود و تام در قصر می‌ماند و داستان از این ‌جا شکل می‌گیرد.
در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
 روز بعد، سفرا و همراهان شرفیاب شدند. تام در همان حال که بر تخت سلطنت تکیه داده بود، همه را به حضور پذیرفت. نخست عظمت و شکوه مراسم، تام را شگفت‌زده و خوش حال کرد. ولی این حالت مدت زیادی دوام نداشت، زیرا مراسمی خسته‌کننده و طولانی بود و سخنان ردوبدل شده نیز هیجانی نداشت. هر کس سخنرانی می‌کرد، نخست مطالبی جالب می‌گفت، ولی پس از خواندن چند عبارت، حرف‌هایش کسالت‌بار می‌شد. تام می‌کوشید آن چه را لرد هارتفورد به او آموخته بود، درست بازگو کند، ولی چون در این کار تجربه زیادی نداشت و از رمز و راز کار بی‌اطلاع بود، علی‌رغم ظاهر شاهانه، نمی‌توانست به خوبی از عهده برآید؛ بنابراین هنگامی‌که تشریفات به پایان رسید، نفس راحتی کشید و خوش حال شد.
مترجم: پروین ادیب
ناشر: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن